رضا قليخان هدايت

1484

مجمع الفصحاء ( فارسي )

حشمت جاهش از گوهر گيتى افزون * رفعت كاهش از گنبد گردون برتر سپه آنجا كه برد كشور ميران ويران * حمله آنجا كه كند مغفر شاهان معجر چون ملك ديدش اندر خور ديهيم و سرير * سپه و ملك ببخشيد و كله داد و كمر نه بجز گوهر زين يافت سر او بالين * نه بجز جوشن كين خواست تن او بستر زان غنايم كه ز هر غزوه بياورد هنوز * گنجها يا بى انباشته در هر كشور زان اسيران كه به هر پرده روا نداشت هنوز * لعبتان بينى آراسته چون شمس و قمر عزم او رايتى افراشت كه همراز فلك * رأى او لشكرى آراست كه انباز ظفر لشكرى چون به جهاد اندر گويى كه قضا * سپهى چون به نفاذ اندر گويى كه قدر گر بجنبند تو گويى كه بجوشد دريا * ور بكوشند تو گويى كه خروشد تندر چون گشايند كمين راه ببندد گردون * چون گرايند به كين پاى ندارد اختر ملكا دادگرا اى كه به دوران جهان * پدرى چون تو جهاندار نپرورد پسر نه سحابى و نه خورشيد چو خورشيد و سحاب * صرهء سيم برافشانى و گنج گوهر نه سپهرى و نه ستاره چو ستاره چو سپهر * سبب سود و زيانى مدد نفع و ضرر ساحت جاه تو چندان‌كه مساحت نكند * تا ابد سايهء خورشيد ازو يك كشور عالم امن تو آن عرصه كه در خواب و خيال * فتنه آنجا به غلط نيز نيارست گذر بشتاب اندر تا قبهء چرخ ازرق * به سكون اندر تا تودهء خاك اغبر همه اقطار زمين حكم ترا در فرمان * همه ادوار فلك رأى ترا در چنبر نوبت عيش تو با حشمت و قدر و اقبال * جنبش جيش تو با نصرت و فيروزى و فر در مديحهء حضرت معصومه بنت امام موسى كاظم اى بانوى بهشتى اى زاده پيمبر * فر فراخ كيهان نور بزرگ داور رخشنده اختر جان زيبنده گوهر دل * فرخنده دخت موسى فرخ سليل جعفر معصومهء دوعالم مجموعهء دو گيتى * بانوى هفت حجله خاتون هفت كشور آنجا كه مسند تو ميران برند سجده * آنجا كه معجز تو شاهان نهند افسر با رأى روشن تو بر چهر مهر برقع * با فر حشمت تو بر فرق ماه معجر